جوک های جعفر / گلچینی از بامزه‌ترین و خنده‌دارترین لطیفه های جعفر

در دنیای پرهیاهوی این روزها، لبخند می‌تواند مرهمی باشد بر خستگی‌ها و روزمرگی‌ها. جوک‌های شخصیت‌های طنز، به‌ویژه جوک‌های «جعفر»، با آن فضای ساده، خودمانی و گاهی اغراق‌آمیزشان، توانسته‌اند دل بسیاری از مخاطبان را به‌دست بیاورند. «جعفر» در این لطیفه‌ها معمولاً نمادی‌ست از شیطنت، سادگی و شیرینیِ خاصی که ما را می‌خنداند و گاهی هم به فکر فرو می‌برد. در این مجموعه از سایت «تک‌متن»، گلچینی از بامزه‌ترین و خنده‌دارترین جوک‌های جعفر را برایتان آماده کرده‌ایم تا اوقات شاد و بانشاطی را در کنار خانواده، دوستان یا حتی تنهایی تجربه کنید. لبخندتان پایدار!

جوک های جعفر

لطیفه های فوق خنده دار جعفر

تنها كسي كه تو زندگي بهم گفت دوست دارم يه مرده تو باشگاه بود كه ازش پرسيدم:
چند ست ديگه داري داداش؟

گفت دو سِت دارم

امروز میخاستم ناهار بخورم مأمور اومد گیر داد اینجا نباید ناهار بخورید گفتم بابا ماه رمضون که تموم شد
.
.
گفت تموم شد که تموم شد،دلیل نمیشه بیای وسط کلانتری سفره پهن کنی

طرف سگش گمشده‌، واسه مژدگونی یه 206 جایزه گذاشته، حالا ما گم میشدیم بابامون میگفت بیخیال باد آورده را باد میبرد!

جعفر میره مکه، برعکس همه طواف میکنه. میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اونور دنبالش کنین، من از اینور میگیرمش!

‏پدرای ایرانی یه قانون خاصیم که دارن اینه:
اگه موقع راه رفتن تو خونه به چیزی بخورن مقصر اون چیزیه که رو زمینه ولی اگه تو پات بخوره قطعا کوری..

‏واقعا تو زمينه ارتباط برقرار كردن با بچه ها ضعيفم.
الان واسه يه بچه تو بغل مادرش ادا درآوردم،
مامانش گفت نكن آقا بچه شب ادراري ش تازه خوب شده. با اون قيافه ت

تو خارج گربشون میره رو درخت زنگ میزنن آتش نشان بیاد بیارتش پایین
اونوخت مام بچه بودیم میرفتیم رو درخت ننمون دمپایی پرت میکرد بهمون ک بیفتیم

جعفر میره امامزاده میبینه یه دختری داره دعا میکنه که …
خدایا یه شوهر خوب به من بده..
بعد یهو خودشو میندازه تو بغل دختره
میگه: خدایا هل نده، هل نده، خودم میرم

یکی از تفریحات ایرانی ها اینه که میرن یه جنس می خرن
.
.
.
.
.
بعد میرن توی تک تک مغازه ها همونو قیمت میکنن …
خدا این تفریحات سالم رو ازمون نگیره

یک نصیحت از یک پروفسور نروژی
بنام نیلجسیژوگستانیفیکول
.
.
.
.
.
دکتر ” نیلجسیژوگستانیفیکول ” میگه :
وقتی اینقدر تنبلی که اسم منو نمیخونی
عمرا نصیحتت کنم!!!
بفرس برا تنبل بعدی!

‌ وقتی یک مرد بهتون میگه:
یه تار موتو به دنیا نمیدم, برای امتحان کردنش, یه تار موتونو بندازین توی غذاش!!!
اگه دنیا رو , رو سرتون خراب نکرد؟
وااالا فقط حرف میزنند

به دختره گفتم پیانو میزنم گفت اگه راست میگی بگو اسم سه تا پدالش چیه؟
منم گفتم گاز و ترمز و کلاج دیگه!
فکر کنم پیانو اونا اتومات بود بلاکم کرد

چه شباهتی بین دماسنج و ورقه‌ی امتحانی وجود دارد؟
.
.
جواب: هر دو وقتی به صفر برسند، تن آدم را می‌لرزاند.

از جعفر میپرسن تو شما آدم مشهور هم هست میگه آره …. سوفیا لُره! ، الیزابت تای لُر ، لُر و هاردی …. یه ماده شیمیائی هم هست که اختراع خودمونه بهش میگن کلُر

جعفر به جای سمنو حنا میخوره حالش بد میشه میره دکتر.دکتر میگه چی شده؟ میگه دکتر هیچ مپرس فقط دونم مین دلم حنا بندونه در قینم کل کل زنونه.

جعفر به غضنفر میگه:
با آب و برق و خاک جمله بساز!!!
غضنفر میگه: خاک بر سر من که آبم مثل برق میاد

برنامه سفر دارم، تعطیلات نداریم
تعطیلات داریم، برنامه ندارم
تعطیلات داریم، برنامه هم دارم… ولی پول ندارم

مطالب مشابه: جوک های شوهرعمه ای😂 + مجموعه جوک های فوق خنده دار

جوک های جعفر

جوک های فوق خنده دار

جعفر ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم. جعفر میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن.

جعفر میره مسابقه قران ، نوبت اون که می شه
براش سوره بنی اسرائیل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده!!!

میدونید تو کلاس جعفر رو از کجا تشخیص می دن؟ وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونا هم دفترشون را پاک می کنن!

جعفر 1 پازل رو بعد دو سال حل میکنه به دوستش میگه اونم میگه فکر نمیکنی یه کم طول کشیده؟ میگه نه روش نوشته واسه 10-7 سال

جعفر هر روز زنگ یک کلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،‌ یک روز پشت در کمین می‌کنه، تا طرف زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!

یه روز به جعفر میگن با درخت بید جمله بساز میگه: توحیاط ما یه درخت بید بید میگن: بید نه وبود میگه: تو حیاط ما یه درخت بود بید

جعفر رفته بود تعلیم رانندگی. بهش گفتند خب چطور بود؟ گفت خوب بود فقط این مربیم خیلی مذهبی بود هر وقت که مه مپیچیدم او مگفت یا ابوالفضل یا امام حسین!

جعفر پاهاش لنگ بوده با کشتی می ره مسافرت. بهش می گن خب چطور بود می گه همش استرس داشتم چون دیقه به دیقه مگفتن ای لنگه را بندازید تو آب!

مطالب مشابه: لطیفه های خنده دار غضنفر {جوک های طنز و جذاب}

جوک های جعفر

جوک های جدید جعفر

جعفر به غضنفر میگه:
خواب دیدم یه مزرعه دارم پر از گاو و گوسفند
غضنفر میگه:
آدرس بده امشب بیام تو خوابت چوپونی کنم!

جعفر به غضنفر میگه ترمز ABS چیه؟
غضنفر میگه: تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو میکنه!!!

جعفر میره کتابخونه میگه:
ـ ببخشید کتابی دارین درباره غرور؟
مسئول کتابخونه میگه:
ـ داریم ولی به درد تو نمیخوره چون آدم متواضعی نیستی!

جعفر به غضنفر میگه:
ـ چرا همش سرت پایینه؟
غضنفر میگه:
ـ تمرین می کنم که وقتی پولدار شدم سر به زیر باشم!

غضنفر میره جوراب فروشی و میگه:
آقا جعفر من یک جفت جوراب میخوام
جعفر میگه: مردونه؟
غضنفر هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه:
مردونه

جعفر به غضنفر میگه:
اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی؟!
میگه من فعلا میخوام درسم رو ادامه بدم !!

جعفر سوار هوا پیما میشه به بغل دستیش میگه اقا شما چه کاره ای اون میگه متخصص پوست جعفر بهش میگه ما چند تا پوست بز خونمون داریم چند میخری

مطالب مشابه: جوک های ورزشی خنده دار {مجموعه لطیفه های ورزشی و فوتبالی}

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا