اشعار تسلیت وفات حضرت زینب (س) | مجموعه شعرهای سوزناک و تلخِ وفات خانم زینب سلام الله علیه

اشعار تسلیت وفات حضرت زینب (س) را در تک متن قرار داده ایم. این اشعار راهی برای بیان محبت عمیق شیعیان به حضرت زینب (س) به عنوان اسوه صبر، استقامت و پیام‌رسان عاشورا هستند. حضرت زینب با خطبه‌های آتشین در کوفه و شام، نهضت امام حسین (ع) را از تحریف نجات داد و زنده نگه داشت.

اشعار تسلیت وفات حضرت زینب (س) | مجموعه شعرهای سوزناک و تلخِ وفات خانم زینب سلام الله علیه

شعرهای غمگینِ وفات حضرت زینب

نه فقط سرو، در این باغِ تناور دیده

لاله ها دیده ولیکن همه پرپر دیده

مهر درسی ست که در مکتب حیدر خوانده

ماه نقشی ست که در چشمه کوثر دیده

کیست این زائر دل سوخته در سعی و صفا؟

کوفه تا شام، همه گرد حرم گردیده

هر چه او دیده، همه حُسن حسین و حسن است

جلوه یار در این داغ مکرّر دیده

آیه در آیه بلا بر سر او می بارد

صبر کوهی ست که بسیار پیمبر دیده

داوودی

ای دختر مظهر العجایب زینب

وی مرکز و منبع فضاعل زینب

گرید به اسیری و غریبی شما

هر صبح و متاء امام غائب زینب

نون و قلم نبی ست و ما یسطرون حسین

طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامتست هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

تنها امیر فاتح میدان عشق کیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست

روح دمیده بر تن بی جان عشق کیست

اذن دخول در حرم یار زینب است

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج زنی یک علم به دوش

آتشفشان خداوند در خروش

در هیبتی ز حیدر کرار زینبت

یک تن شهید و یک تن دیگر اسیر شد

یک تن به خاک ماند و یک تن دیگر سفیر شد

یک تن نشان نیزه و شمشیر و تیر شد

یک تن کنار کشته صد پاره پیر شد

یک تن امیر آمد و یک تن امیر شد

بر خیل اشک و آه سپهدار زینب است

چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کی جانپاه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

پیدا ترین ستاره دیبای خلقت است

زیباترین سروده لبهای خلقت است

زهرا ترین زهره زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است

چشم ستاره در بدر جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه

کی جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

مطلب مشابه: شعر ولادت حضرت زینب (س) / اشعار کوتاه و مولودی تبریک ولادت زینب سلام الله علیه

شعرهای غمگینِ وفات حضرت زینب

از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس ان های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

انقدر سنگ خورده ام از لا به لای نی

تا این که یافتم سرت از رد پا نی

عشق تو هست اتش و نیزار زینب است

خورشید روی قله نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیر خوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره دنباله دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است

عکس نوشته اشعار وفات حضرت زینب

ما را به سر کوی تو اعدا نگذارند

خواهیم بمانیم در اینجا نگذارند

زینب ز تو ای جان برادر نکند دل

اعدا بگذارند اگر یا نگذارند

خواهم همه عمر کنار تو بمانم

اما چه توان کرد که اعدا نگذارند

ای محرم دل تا غم دل گویم از این بیش

آوَخ که مرا پیش تو تنها نگذارند

شب می رسد و قافله در حال رحیل است

زین بیش دگر پیش تو مارا نگذارند

رفتم من و داغ تو و هجر همه یاران

یک لحظه من دلشده را وا نگذارند

گفتی نکنم گریه به شیون ز فراقت

اما چه کنم شورش غمها نگذارند

دانی چه کسان بار حسینند مؤید

آنانکه به جز در ره او پا نگذارند

سید رضا مؤید

عکس نوشته اشعار وفات حضرت زینب

عشق از روز ازل آینه دار زینب است

صبر ما از صبر و عزم استوار زینب است

در جهان آفرینش بین زن ها روزگار

تشنه شهد ولایت از وقار زینب است

جدّ او باشد محمّد باب او باشد علی

 عصمت کبریِ حق، آموزگار زینب است

کس ندیده داغ رو داغ و غم بر روی غم

آنکه دیده قلب زار و داغدار زینب است

از دم گرمش نفس ها می شود در سینه حبس

 اختیار جان مگر در اختیار زینب است

کوفه را تبدیل کردن بر دیار مردگان

 نیست کار هیچ کس این کار کار زینب است

هر که فیض از چشم مستش می کند شرم و حیا

 شرم از فرط خجالت شرمسار زینب است

هر بهاری را خزانی هست امّا در جهان

 گر بهار بی خزان خواهی بهار زینب است

ژولیده نیشابوری

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من

هر روز و شب تویی همه جا رو به روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو

دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود

یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو

مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست

تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه ها

آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود

او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم

دیگر بس است باده غم در سبوی من

کنج حیاط خانه خود، بین بسترش

بانو رسیده بود به ساعات آخرش

خیره به گوشه ای شده بود و یکی یکی

رد می شدند خاطره ها از برابرش

خورشیدوار، در تب گرمای شهر شام

می سوخت آسمان ز نفس های آخرش

همراه هر نفس زدنش، آه می کشید

آن کهنه یادگاری خونین دلبرش

هر روز، روضه داشت؛ حسینیه ی دلش

این مدّتی که بود بدون برادرش

یک سال و نیم میل تبسّم نکرده بود

از خنده رو گرفت، لب روضه پرورَش

یک سال و نیم با عطش آن کویر سُرخ

دریای اشک بود دو تا دیده ی ترَش

یک سال و نیم بود که او آب رفته بود

یعنی که بیشتر شده بود عین مادرش

وقت سفر چقدر غریبانه پر کشید

مثل حسین سرور و سالار بی سرش

چرخ و فلک و ستاره حیران دیدم

آن محنت و غم که کس ندیده، آن دیدم

نوحی به هزار سال یک طوفان دید

من نوح نیم هزار طوفان دیدم

حِلم او صبر و توانایی زدست صبر برد

عِلم او از دست هر دانا کتاب انداخته

تا قیامت وصف او «موزون» اگر گویی کم است

زان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته

موزون اصفهانی

با داغ و فراق آشنایی زینب

بر درد غم عشق، دوائی زینب

سوگند به مظلومی زهرا و علی

تو فاطمه کرببلائی زینب

ناموس حق عقیله عفیفه مکرمه

طبق حدیث عالمه بی معلمه

ارواح و جن و انس و ملک خادمش همه

 روحش شبیه شیشه ای از نور قائمه

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است

دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد

یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

هادی ملک پور

به شیعه آبرو داده وجود زینب کبری

یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا پر کرد

نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

حسن کردی

نه مشتاق گلزار و نهرم حسین

شده زندگی بی تو زهرم حسین

تو رفتی و یک سال و نیمه که من

با هر چی خوشی بوده قهرم حسین

مظاهر کثیری نژاد

ستاره، گریه و الماس با من

شب است و بوی زخم یاس با من

تمام حزن زینب را بخوان، باز

گلوی زخمی احساس با من

صادق رحمانی

مطلب مشابه: متن تسلیت وفات حضرت زینب سلام الله علیه به همراه اشعار سوزناک

عکس نوشته اشعار وفات حضرت زینب

روی حسین، مهر دل آرای زینب است

موی حسین، لیله اسرای زینب است

زیباترین مطاع به بازار روز حشر

در نزد اهل بیت، تولای زینب است

دارالزیاره و حرم قدس کبریاست

هر سینه ای که طور تجلای زینب است

هر لحظه ای که بگذرد از گردش زمان

در چشم ما قیامت کبرای زینب است

فریاد خون پاک شهیدان کربلا

تا روز حشر، خطبه غرای زینب است

مکتب نرفته عالمه عالم وجود

ایثار و صبر، درس الفبای زینب است

دوزخ تنم بسوزد اگر غیر از این بوَد

نقش بهشت، جای کف پای زینب است

مگذار تا به خاک فتد اشک دیده ات

این اشک نیست، گوهر دریای زینب است

نامی که می برد همه جا دل ز پنج تن

باور کنید، نام دل آرای زینب است

در روز حشر، آینه نور می شود

پرونده ای که پای وی امضای زینب است

گر در خرابه خُفت، نکاهد مقام او

چون سینه رسولِ خدا جای زینب است

جبرانِ جای خالی، زهرا کند علی

او را نظاره تا که به سیمای زینب است

بگشوده دست، بهر قنوت نماز شب

نام حسین بر روی لب های زینب است

خون حسین یافت بقا از خطابه اش

دین سرفرازِ همت والای زینب است

سیل بلا جمیل بوَد در نگاه او

دریای خون، بهشت تماشای زینب است

شب های بی حسین که ذکرش بوَد حسین

شب های قدر و لیله احیای زینب است

رأس حسین: طور تجلا به نوک نی

بازار کوفه: سینه سینای زینب است

افتاده اند زنگ شترها هم از صدا

این معجز اشاره و ایمای زینب است

بالله بقا دهنده قرآن و اهل بیت

خون حسین و منطقِ گویای زینب است

یک بوسه مثل بوسه پرمهر فاطمه

بر حنجر بریده، تمنای زینب است

چون جای تازیانه بر اندام مادرش

آثار کعب نیزه به اعضای زینب است

وقتی کنار طشت طلا ایستاده است

چشم حسین بر قد و بالای زینب است

دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ

در شام و کوفه بهر تسلای زینب است

میثم برای دخت علی اشک چشم تو

دُرّی گران بوَد که ز دریای زینب است

حاج غلامرضا سازگار

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا